محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5985

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يكى ، كوچك يا بزرگ مبادله شد . خاقان هر چه مسلمانان كه در ديار روم بوده بودند و محلشان معلوم بود براى مبادله آورده بود . گويد : وقتى براى مبادله فراهم آمدند مسلمانان بر كنار شرقى نهر توقف كردند و روميان بر سمت غربى . آنجا گدارى بود . آنها از آنجا يكى را مىفرستادند ( 144 و اينان از اينجا يكى را ، كه در ميان نهر به هم مىرسيدند . وقتى مسلمانان به نزد مسلمانان مىشد تكبير مىگفت و تكبير مىگفتند و وقتى رومى به نزد روميان مىشد به زبان آنها سخن ميكرد و چيزى همانند تكبير مىگفتند . از سندى وابستهء حسين خادم آورده‌اند كه گويد : مسلمانان پلى بر نهر بستند ، روميان نيز پلى بستند . ما رومى را بر پل خودمان مىفرستاديم و روميان ، مسلمانان را بر پل خودشان مىفرستادند كه اين به نزد ما مىشد و آن به نزد آنها ، انكار دارد كه گدارى بوده است . از محمد بن كريم آورده‌اند كه گويد : وقتى به دست مسلمانان شديم [ 1 ] جعفر و يحيى امتحانمان كردند كه بگفتيم و به هر كدام دو دينار دادند . گويد : دو بطريق كه اسيران را آورده بودند معاشرتشان بد نبود . گويد : روميان از شمار مسلمانان بيمناك شدند كه آنها اندك بودند و مسلمانان بسيار . خاقان در اين باره امانشان داد . ميان آنها و مسلمانان چهل روز معين كرد كه به آنها هجوم نيارند تا به ولايت و امانگاه خويش برسند . گويد : مبادله اسيران به مدت چهار روز بود و از آنها كه امير مؤمنان براى مبادلهء مسلمانان آماده كرده بود گروهى بسيار با خاقان بماندند . خاقان از آنها كه فزون آمده بودند و به دست وى مانده بودند يكصد كس به فرمانرواى روم داد كه اين اضافه به نزد آنها ذخيره باشد به جاى كسانى از مسلمانان كه بيم مىرفت تا انقضاى مدت اسيرشان كنند و باقيمانده را به طرسوس بازبرد و بفروخت .

--> [ 1 ] كلمهء متن : صرنا